تبليغات
پنل کاربری
آرشيو موضوعي
آخرین مطالب
برچسب ها
آمار
افراد آنلاین : 6
تعداد کاربران : 1
ورودی گوگل : 0
تعداد کل مطالب : 78
تبادل لینک با : 3 سایت
بازدید امروز : 17
بازدید دیروز : 108
بازدید این هفته : 17
بازدید این ماه : 988
بازدید کل : 13252
لینک به ما
با قرار دادن این بنر در سایت خود از ما حمایت کنید

و یا به صورت متن

وبسایت شخصی مهدی نمکی - می نویسم تا همه بدانند !!
تبليغات نت افزار
امتیاز بدهید!
ما را در گوگل محبوب کنید
با یک امتیاز مثبت میتوانید از ما حمایت کنید!
فقط كافي است بر روي دكمه 1+ كليک كنيد
مطالب پربازدید
دسته :دست نوشته ها بازدید: 115

آدم هـا می آینـد
زنـدگی می کننـد
می میـرنـد و می رونـد …
امـا فـاجعـه ی زنـدگی ِ تــو
آن هـنگـام آغـاز می شـود کـه
آدمی می رود امــا نـمی میـرد!
مـی مـــانــد
و نبـودنـش در بـودن ِ تـو
چنـان تـه نـشیـن می شـود
کـه تـــو می میـری
در حالـی کـه زنــده ای …


دسته :دست نوشته ها بازدید: 19

آنقدر بخندی که دلت درد بگیره
بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری
برای مسافرت به یک جای خوشگل بری
به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی
به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی
از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه !
آخرین امتحانت رو پاس کنی

(ادامه…)


دسته :دست نوشته ها بازدید: 60

دوستهای شاد و خوش و خرم و سر حالت رو برای خودت نگه دار!
آدمهای بی حس و حال تو رو هم بی حال می کنن
( اگه خودت جزو این دسته ای حواست باشه! )

(ادامه…)


دسته :دست نوشته ها بازدید: 28

دو خط موازی زاییده شده اند پسرکی در کلاس درس آنها را روی کاغذ کشید آن وقت دو خط موازی چشمانشان به هم افتاد و در همان یک نگاه قلبشان تپید و مهر یکدیگر را در سینه جای دادند خط اولی نگاه پرمعنا به خط دومی کرد و گفت : ما می توانیم زندگی خوبی داشته باشیم …. خط دومی از هیجان لرزید خط اولی : …. و خانه ای داشته باشیم در یک صفحه دنج کاغذ . من روزها کار می کنم . می توانم خط کنار جاده ای متروک شوم … یا خط کنار یک نردبان خط دومی گفت : من هم می توانم خط کنار گلدان چهارگوش گل سرخ شوم . یا خط کنار یک نیمکت خالی در یک پارک کوچک و خلوت ! چه شغل شاعرانه ای …. !
در همین لحظه معلم فریاد زد : « دو خط موازی هیچ وقت به هم نمی رسند و بچه ها تکرار کردند . »


دسته :موزیک ها بازدید: 47

تا تو دستامو گرفتی‌ ، راهم از دنیا جدا شد
توی آغوش تو چشمم به جهانی‌ تازه وا شد
بغض من از تو شکست و گریه شعر بی‌ صدا شد
تا تو دستامو گرفتی‌ ، لحظه از شماره افتاد
لحظه های از تو مردن ، زندگی‌ رو یاد من داد
با تو برگشتم به دنیا ، به شروع هر دوی ما
از خودم بریده بودم ، با تو برگشتم به فردا (به فردا)
(ادامه…)


دسته :دست نوشته ها بازدید: 18

زندگی باید کرد…! گاه با یک گل سرخ ، گاه با یک دل تنگ ، گاه باید رویید در پس این باران ، گاه باید خندید بر غمی بی پایان…



Atom | RSS 1.0 | RSS 2.0 | RSD | XML | RDF

Powered by Persian Wordpress © 2012 - Designed by Mehdi Namaki