- اگه تو بری – سیاوش قمیشی - 356 بازدید
- طاقت بیار – فریدون - 244 بازدید
- ﺳﺎﻳﻪ – سیاوش قمیشی - 235 بازدید
- معین – لحظه ها - 227 بازدید
- درباره من - 208 بازدید
- بی قرار – بهنام صفوی - 208 بازدید
- کابوس – محسن چاوشی - 207 بازدید
- می آیند و می روند - 203 بازدید
- مدارا – علی توسلی - 203 بازدید
- از سر کوی او - 195 بازدید
لحظه ها رو با تو بودن، در نگاه تو شکفتن
حس عشقو در تو دیدن، مثل رویای تو خوابه
با تو رفتن با تو موندن، مثل قصه تو رو خوندن
تا همیشه تو رو خواستن، مثل تشنگیه آبه
اگه چشمهات منو می خواست، تو نگاه تو می مردم
اگه دستهات مال من بود، جون به دستهات می سپردم
اگه اسممو می خوندی، دیگه از یاد نمی بردم
اگه با من تو می موندی، غم دنیا رو می بردم
(ادامه…)
آدم هـا می آینـد
زنـدگی می کننـد
می میـرنـد و می رونـد …
امـا فـاجعـه ی زنـدگی ِ تــو
آن هـنگـام آغـاز می شـود کـه
آدمی می رود امــا نـمی میـرد!
مـی مـــانــد
و نبـودنـش در بـودن ِ تـو
چنـان تـه نـشیـن می شـود
کـه تـــو می میـری
در حالـی کـه زنــده ای …
یکی دیوانه ای آتش بر افروخت/ در آن هنگام جان خویش را سوخت
همه خاکسترش را باد می برد/ وجودش را جهان از یاد می برد
تو همچو اتشی ای عشق جان سوز/ من آن دیوانه مرد اتش افروز
من ان دیوانه ی آتش پرستم / در این آتش خوشم تا زنده هستم
بزن اتش به عود استخوانم/ که بوی عشق برخیزد ز جانم
خوشم با این چنین دیوانگی ها/ که می خندم به آن فرزانگی ها
به غیر از مردن و از یاد بردن/ غباری گشتن و بر باد رفتن
در این عالم سرانجامی نداریم/ چه فرجامی؟ که فرجامی نداریم
لهیبی همچو آه تیره روزان/ بساز ای عشق و جانم را بسوزان
بیا آتش بزن خاکسترم کن/ مسم در بوته هستی زرم کن





